فضول باشی! # ردیف


فضول باشی!

درخواست حذف این مطلب
خانم یدار را دو سه بار بیشتر ندیده بودم. بار آ نشسته بودیم کنار هم در انتظار رتق و فتق کارهای دفترخانه. نیم ساعتی گذشته بود و هنوز کارمان را راه نیانداخته بودند. موبایلم را از کیفم درآوردم و مشغول چک تلگرام شدم . بعد آمدم اینجا و یکی دو تا وبلاگ دیگر و خلاصه مشغول خواندن بودم که خانم یدار با دلسوزی گفت: خیلی ریزه ها چشات اذیت میشه!

مانده بودم از دلسوزیش تشکر کنم یا اعتراض کنم که سر تو توی گوشی من چه کار می کند؟! یاد بیلبوردهای نصب شده در مترو افتادم که به مردم آموزش می دهد در مکانهای عمومی توی گوشی آدمهای دور و برشان سرک نکشند! هر حریم خصوصی دارد و این حریم فقط خانه و اتاق و ... نیست. موبایل و لپ تاپ و ابنجور وسایل ارتباطی هم حریم خصوصی هر محسوب می شود. راستی چه توجیهی داریم برای خواندن مطالب شخصی دیگران؟! مورد داشتم که طرف ایمیلم را چک کرده بود! سر کار بودم و در فرصتی که رفته بودم بیرون و برگشته بودم همکارم زحمت چک میل با م را که باز مانده بود کشیده بودند! وقتی برگشتم از من پرسید فلانیها به تو ایمیل زده اند؟! با تعحب پرسیدم تو از کجا می دانی؟ گفت هیچی تو ایمیلت دیدم! افسوس که در ابت ترین چیزها مانده ایم...